السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
824
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
اين حافظان همانگونه كه مىدانيد از پيشوايان مشهور حديث نزد اهل سنّت هستند ، كه در ميانشان ترمذى و كتابش قرار دارد كه نزد آنان از صحاح ششگانه مىباشد . سپس ابنحجر مىگويد : « در روايتى است : « فمن أراد العلم فليأت الباب » و اين در ثبوت اين لفظ از رسولخدا صلى الله عليه و آله و سلم ظاهر است . سپس مىگويد : « در ديگرى نزد ترمذى از على : من خانهى حكمتم » و اين از تأييدكنندههاى حديث « أنا مدينة العلم و على بابها » مىباشد و از اين رو است كه ابنحجر در اينجا آن را نقل كرده است ، و همچنين حديث « علىٌ بابُ علمى » . سپس بر صحيح دانستن حاكم حديث « أنا مدينة العلم » تصريح مىكند و اين كه « يكى از پژوهشگران متأخّر آگاه در مورد اين حديث تصويب كرده كه حسن مىباشد . » بنابراين حديث از فضايل تابناك امام عليه السلام است و گروهى از پيشوايان حافظان از گروهى از صحابه آن را نقل كردهاند ، و نيز مؤيّداتى دارد كه گروهى از آنان آنها را هم نقل كردهاند ، و نزد حاكم صحيح است ، و بعضى از پژوهشگران تصويب كردهاند كه آن حديثى حسن است . اينها اعترافهاى ابنحجر در سخنى بود كه با كلمه سيأتى ( خواهد آمد ) بدان ارجاع داد و همين مطالب در مقام احتجاج و ملزمداشتن دشمن ما را بسنده است و در باطلكردن اين گفتهاش كه حديث مطعون است . . . و سپاس از آنِ خداوند پروردگار جهانيان است . و امّا درباره اين سخن كه : « مردم دربارهى اين حديث برآشفتهاند » بايد گفت : منصفان در اين باره آشفتگى و نگرانى نداشتهاند ، و امّا متعصّبها هم هرگز مورد اعتنا نيستند . نظر دانشمندان دربارهى ابنجوزى و امّا گفتهاش : « گروهى بر آنند كه ساختگى است از جمله ابنجوزى و نووى » در اين زمينه چند مطلب بايد گفته شود :